مهندسی ارزش
(Value Engineering)

شرکت ما در راستای بهبود عملکرد، کاهش هزینه و افزایش بهره‌وری، رویکرد مهندسی ارزش را در فرآیندهای تحقیق و توسعه به کار می‌گیرد. این رویکرد با هدف ارتقای کیفیت و کارایی محصولات و سیستم‌ها، بر اصول و مراحل استاندارد جهانی SAVE پایه‌گذاری شده است.

اصول کلیدی مهندسی ارزش:

مهندسی ارزش
(Value Engineering)

شرکت ما در راستای بهبود عملکرد، کاهش هزینه و افزایش بهره‌وری، رویکرد مهندسی ارزش را در فرآیندهای تحقیق و توسعه به کار می‌گیرد. این رویکرد با هدف ارتقای کیفیت و کارایی محصولات و سیستم‌ها، بر اصول و مراحل استاندارد جهانی SAVE پایه‌گذاری شده است.

اصول کلیدی مهندسی ارزش:
اصول کلیدی مهندسی ارزش:
  1.  تمرکز بر عملکرد (Function-Based Approach):شناسایی کارکردهای اصلی و ثانویه محصول یا سیستم و ارزیابی اثربخشی هر جزء در تحقق این کارکردها.
  2.  کار گروهی (Team Collaboration): بهره‌گیری از تیم‌های چند رشته‌ای شامل مهندسان، طراحان، متخصصان مالی و دیگر ذینفعان برای ارائه ایده‌های خلاقانه و جامع.
  3.  تحلیل هزینه-کارکرد (Cost-Function Analysis): مقایسه هزینه هر جزء با ارزشی که به عملکرد کلی سیستم اضافه می‌کند.
  4.  جایگزینی و ساده‌سازی (Substitution & Simplification): شناسایی راهکارهای جایگزین جهت کاهش هزینه یا بهبود عملکرد، از جمله استفاده از مواد و فناوری‌های مقرون‌به‌صرفه‌تر.

مراحل اجرای مهندسی ارزش (بر اساس استاندارد SAVE):

  1. 1.جمع‌آوری اطلاعات: تعیین اهداف پروژه، محدودیت‌ها و نیازهای ذینفعان.
  2. 2.تحلیل کارکردها: تعریف کارکردهای اصلی و ثانویه با استفاده از فرمول «فعل + اسم» (مثلاً «انتقال بار» برای یک پل).
  3. 3.خلق ایده‌ها: تولید راهکارهای جایگزین برای تحقق کارکردها با هزینه کمتر یا کارایی بالاتر.
  4. 4.ارزیابی ایده‌ها: انتخاب بهترین گزینه‌ها بر اساس معیارهای فنی، اقتصادی و ریسک.
  5. 5.توسعه پیشنهادها: تبدیل ایده‌های برگزیده به طرح‌های عملیاتی و قابل اجرا.
  6. 6.ارائه و پیاده‌سازی: ارائه نتایج به تصمیم‌گیرندگان و اجرای تغییرات به منظور بهبود عملکرد و کاهش هزینه.

این رویکرد به شرکت امکان می‌دهد تا ضمن ارتقای کیفیت و نوآوری، منابع را بهینه مصرف کرده و ارزش افزوده بیشتری برای ذینفعان ایجاد نماید.

مراحل اجرای مهندسی ارزش (بر اساس استاندارد SAVE):

  1. 1.جمع‌آوری اطلاعات: تعیین اهداف پروژه، محدودیت‌ها و نیازهای ذینفعان.
  2. 2.تحلیل کارکردها: تعریف کارکردهای اصلی و ثانویه با استفاده از فرمول «فعل + اسم» (مثلاً «انتقال بار» برای یک پل).
  3. 3.خلق ایده‌ها: تولید راهکارهای جایگزین برای تحقق کارکردها با هزینه کمتر یا کارایی بالاتر.
  4. 4.ارزیابی ایده‌ها: انتخاب بهترین گزینه‌ها بر اساس معیارهای فنی، اقتصادی و ریسک.
  5. 5.توسعه پیشنهادها: تبدیل ایده‌های برگزیده به طرح‌های عملیاتی و قابل اجرا.
  6. 6.ارائه و پیاده‌سازی: ارائه نتایج به تصمیم‌گیرندگان و اجرای تغییرات به منظور بهبود عملکرد و کاهش هزینه.

این رویکرد به شرکت امکان می‌دهد تا ضمن ارتقای کیفیت و نوآوری، منابع را بهینه مصرف کرده و ارزش افزوده بیشتری برای ذینفعان ایجاد نماید.

مهندسی ارزش 

یک روش سیستماتیک و ساختاریافته برای بهبود ارزش محصولات، خدمات یا فرآیندها با تمرکز بر بهینه سازی رابطه بین عملکرد و هزینه است. هدف اصلی آن، دستیابی به کارکردهای ضروری با کمترین هزینه ممکن، بدون کاهش کیفیت یا قابلیت اطمینان است.

مزایای مهندسی ارزش

کاهش هزینه های غیرضروری (معمولاً بین ۱۰٪ تا ۳۰٪) بهبود کیفیت و عملکرد محصولات فزایش رقابت پذیری در بازارکاهش زمان اجرای پروژه ها

 

تفاوت با کاهش هزینه معمولی

مهندسی ارزش صرفاً حذف هزینه ها نیست، بلکه بهینه سازی هوشمندانه است. گاهی ممکن است هزینه بخشی از سیستم افزایش یابد تا عملکرد کلی بهبود یابد (مثلاً سرمایه گذاری بیشتر در فناوری برای صرفه جویی بلندمدت)

چالش های احتمالی

* مقاومت ذینفعان در برابر تغییرات.
* نیاز به آموزش تیمها برای درک روشهای تحلیلی.
* دشواری در تعیین دقیق “ارزش” ذهنی (مانند زیبایی شناسی).

استفاده از فناوری نانو حباب‌ها در فرآیندهای فرآوری معدنی(فرآیندهای تغلیظ و لیچینگ)؛ فازهای مطالعاتی، امکان‌سنجی و طراحی مفهومی:

نانو حباب‌ها حباب‌های گازی هستند که اندازه آن‌ها در محدوده نانومتر قرار دارد و برخلاف حباب‌های معمولی، به دلیل نیروی شناوری کم، برای مدت طولانی‌تری در محیط مایع پایدار می‌مانند. این فناوری در صنایع مختلف، از جمله معدن‌کاری، برای افزایش بازدهی فرآیندها به کار می‌رود. در فرآوری معدنی، نانو حباب‌ها می‌توانند با بهبود تعامل بین ذرات معدنی و عوامل شیمیایی، به کاهش مصرف انرژی، کاهش استفاده از مواد شیمیایی و افزایش نرخ بازیابی مواد معدنی کمک کنند. برای مثال، در فرآیندهای مبتنی بر شناورسازی (flotation)، نانو حباب‌ها می‌توانند به ذرات ریز معدنی بهتر بچسبند و آن‌ها را به سطح بیاورند، که این امر به ویژه برای ذرات درشت یا ریز که در روش‌های سنتی چالش‌برانگیز هستند، مفید است.

 فازهای تحقیقاتی: مطالعاتی، امکان‌سنجی و طراحی مفهومی

  1. فاز مطالعاتی (Study Phases): این فاز اولیه شامل بررسی ادبیات علمی، آزمایش‌های آزمایشگاهی و تحلیل داده‌های موجود است. هدف، درک عمیق از مکانیسم‌های نانو حباب‌ها مانند تعامل هیدرودینامیکی بین ذرات و حباب‌ها است. برای مثال، مطالعات آزمایشگاهی روی فلوتاسیون فسفات نشان می‌دهد که نانو حباب‌ها ثبات بالایی دارند و انتقال جرم را بهبود می‌بخشند. در این فاز، آزمایش‌های رئولوژیکی (مانند بررسی ویسکوزیته) برای ارزیابی تأثیر نانو حباب‌ها روی فلوتاسیون فسفات انجام می‌شود. این مطالعات معمولاً ۶-۱۲ ماه طول می‌کشد و شامل همکاری با دانشگاه‌ها یا مراکز تحقیقاتی است.
  2. فاز امکان‌سنجی (Feasibility Study): در این مرحله، ارزیابی اقتصادی، فنی و زیست‌محیطی انجام می‌شود. سؤالاتی مانند “آیا این فناوری در مقیاس صنعتی قابل اجرا است؟” بررسی می‌شود. برای نانو حباب‌ها، این فاز شامل آزمایش‌های پایلوت (pilot-scale) برای اندازه‌گیری بهبود بازیابی (مثلاً افزایش ۱۰-۲۰ درصدی در فلوتاسیون) و محاسبه هزینه-فایده است. چالش‌هایی مانند تولید پایدار نانو حباب‌ها و ادغام با تجهیزات موجود ارزیابی می‌شود. نتایج نشان می‌دهد که این فناوری می‌تواند مصرف انرژی را کاهش دهد و نرخ بازیابی مواد معدنی مانند طلا و مس را افزایش دهد. این فاز معمولاً گزارش‌های جامعی تولید می‌کند که پایه تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری است.
  3. فاز طراحی مفهومی (Conceptual Design): این فاز شامل طراحی اولیه سیستم‌ها، مانند ادغام ژنراتورهای نانو حباب در خطوط تولید تغلیظ یا لیچینگ است. مدل‌سازی کامپیوتری (مانند شبیه‌سازی CFD برای جریان حباب‌ها) و طراحی مفهومی تجهیزات انجام می‌شود. برای مثال، طراحی سیستم‌هایی که نانو حباب‌ها را در فرآیندهای دوفازی مایع (liquid biphasic systems) ادغام کنند، می‌تواند انتقال جرم را بهبود بخشد. این فاز بر روی بهینه‌سازی پارامترها مانند اندازه حباب، غلظت و شرایط عملیاتی تمرکز دارد و می‌تواند به طرح‌های صنعتی منجر شود.

 مزایا و چالش‌های کلی

*مزایا: افزایش بازیابی معدنی (تا دو برابر در برخی موارد)، کاهش مصرف مواد شیمیایی و انرژی، و بهبود پایداری فرآیندها.
*چالش‌ها: هزینه اولیه تولید نانو حباب‌ها، نیاز به تجهیزات تخصصی و مقیاس‌پذیری در محیط‌های صنعتی.

مطالعات مفهومی و طراحی پایه در خصوص تکنولوژی Merrill-Crowe Gold and Silver

فازهای تحقیقاتی: مطالعات مفهومی و طراحی پایه

*مطالعات مفهومی (Conceptual Studies): این فاز اولیه شامل بررسی ادبیات، آزمایش‌های آزمایشگاهی و ارزیابی فنی-اقتصادی است. هدف، درک مکانیسم‌های سیماناسیون، مانند تعامل روی با کمپلکس‌های سیانیدی طلا و نقره، و شناسایی چالش‌هایی مانند غیرفعال شدن روی توسط اکسیژن یا یون‌های مداخله‌کننده است. مطالعات امکان‌سنجی مقدماتی (PFS) مانند گزارش‌های NI 43-101، نسبت نقره به طلا، نرخ بازیابی (مانند ۷۰-۸۰% برای طلا) و هزینه‌های عملیاتی را ارزیابی می‌کنند. برای مثال، در پروژه‌های هیپ لیچینگ، بررسی‌های مفهومی نشان می‌دهد که Merrill-Crowe برای نسبت‌های بالای نقره (۳۰:۱) اقتصادی‌تر از روش‌های کربنی است و شامل مدل‌سازی جریان فرآیند و تحلیل حساسیت به قیمت فلزات (طلا ۱۶۰۰ دلار/اونس، نقره ۳۰ دلار/اونس) می‌شود. این فاز معمولاً ۶-۱۲ ماه طول می‌کشد و گزارش‌هایی برای تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاری تولید می‌کند.

*طراحی پایه (Basic Design): این مرحله شامل طراحی اولیه جریان فرآیند، انتخاب تجهیزات و پارامترهای عملیاتی است. بر اساس تعادل جرم (mass balance)، گیاهان مدولار با ظرفیت ۹۴۰ مترمکعب در ساعت طراحی می‌شوند، شامل ضخیم‌کننده‌های CCD، فیلترهای برگ پولیش، برج‌های خلاء و پرس‌های رسوب. تجهیزات شامل واحدهای قابل حمل (skid-mounted) برای جریان‌های کوچک (۵۰-۲۵۰ gpm) و گیاهان سفارشی برای عملیات بزرگ با ابزارهایی مانند توربیدیمترها و پروب‌های اکسیژن است. طراحی بر pH ۱۰.۵، زمان اقامت ۲۴ ساعته در لیچینگ و کنترل یون‌های مداخله تمرکز دارد. در مطالعات امکان‌سنجی، هزینه سرمایه‌ای حدود ۳۹۵ میلیون دلار برای گیاهان فشار اکسیداسیون با Merrill-Crowe تخمین زده می‌شود.

مطالعات مفهومی و طراحی پایه در خصوص تکنولوژی Merrill-Crowe Gold and Silver

فازهای تحقیقاتی: مطالعات مفهومی و طراحی پایه

*مطالعات مفهومی (Conceptual Studies): این فاز اولیه شامل بررسی ادبیات، آزمایش‌های آزمایشگاهی و ارزیابی فنی-اقتصادی است. هدف، درک مکانیسم‌های سیماناسیون، مانند تعامل روی با کمپلکس‌های سیانیدی طلا و نقره، و شناسایی چالش‌هایی مانند غیرفعال شدن روی توسط اکسیژن یا یون‌های مداخله‌کننده است. مطالعات امکان‌سنجی مقدماتی (PFS) مانند گزارش‌های NI 43-101، نسبت نقره به طلا، نرخ بازیابی (مانند ۷۰-۸۰% برای طلا) و هزینه‌های عملیاتی را ارزیابی می‌کنند. برای مثال، در پروژه‌های هیپ لیچینگ، بررسی‌های مفهومی نشان می‌دهد که Merrill-Crowe برای نسبت‌های بالای نقره (۳۰:۱) اقتصادی‌تر از روش‌های کربنی است و شامل مدل‌سازی جریان فرآیند و تحلیل حساسیت به قیمت فلزات (طلا ۱۶۰۰ دلار/اونس، نقره ۳۰ دلار/اونس) می‌شود. این فاز معمولاً ۶-۱۲ ماه طول می‌کشد و گزارش‌هایی برای تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاری تولید می‌کند.

*طراحی پایه (Basic Design): این مرحله شامل طراحی اولیه جریان فرآیند، انتخاب تجهیزات و پارامترهای عملیاتی است. بر اساس تعادل جرم (mass balance)، گیاهان مدولار با ظرفیت ۹۴۰ مترمکعب در ساعت طراحی می‌شوند، شامل ضخیم‌کننده‌های CCD، فیلترهای برگ پولیش، برج‌های خلاء و پرس‌های رسوب. تجهیزات شامل واحدهای قابل حمل (skid-mounted) برای جریان‌های کوچک (۵۰-۲۵۰ gpm) و گیاهان سفارشی برای عملیات بزرگ با ابزارهایی مانند توربیدیمترها و پروب‌های اکسیژن است. طراحی بر pH ۱۰.۵، زمان اقامت ۲۴ ساعته در لیچینگ و کنترل یون‌های مداخله تمرکز دارد. در مطالعات امکان‌سنجی، هزینه سرمایه‌ای حدود ۳۹۵ میلیون دلار برای گیاهان فشار اکسیداسیون با Merrill-Crowe تخمین زده می‌شود.

مزایا و چالش‌های کلی

مزایا: هزینه عملیاتی پایین ، مدیریت نسبت‌های بالای نقره، و بازیابی همزمان فلزات گران‌بها؛ همچنین، نیاز به نیروی کار کم و سازگاری با معادن جدید.

چالش‌ها: حساسیت به یون‌های مداخله‌کننده (مانند مس که مصرف روی را افزایش می‌دهد)، نیاز به پیش‌تصفیه محلول، و مصرف بالای روی در غلظت‌های پایین فلزات گران‌بها؛ همچنین، هزینه‌های انرژی و معرف‌ها در مقایسه با روش‌های roasting بالاتر است.

 

مزایا و چالش‌های کلی

مزایا: هزینه عملیاتی پایین ، مدیریت نسبت‌های بالای نقره، و بازیابی همزمان فلزات گران‌بها؛ همچنین، نیاز به نیروی کار کم و سازگاری با معادن جدید.

چالش‌ها: حساسیت به یون‌های مداخله‌کننده (مانند مس که مصرف روی را افزایش می‌دهد)، نیاز به پیش‌تصفیه محلول، و مصرف بالای روی در غلظت‌های پایین فلزات گران‌بها؛ همچنین، هزینه‌های انرژی و معرف‌ها در مقایسه با روش‌های roasting بالاتر است.

 

keyboard_arrow_up